جلال جلالى زاده

109

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

غيرملجىء : عبارت از تهديد به چيزى كه اتلاف نفس و عضو در آن نباشد مانند تهديد به زدن و زندانىكردن . إكراه غيرملجىء : اكراهى است كه اصل رضا را از بين مىبرد اما اختيار مكره را از او نمىگيرد . يونس / 99 ، نحل / 106 ، نور / 33 إكسال : جماع‌كردن ، وطى بدون إنزال منى كه موجب غسل است . إلتباس : پوشيده شدن امر ، إشتباه . بقره / 42 إلتزام : متعهد شدن شخص به انجام كارى كه بر او واجب نيست . إلتفات : روبرگرداندن به سمت راست يا چپ . هود / 81 إلتقاى ختانين : نهان شدن حشفه در فرج زن . إلتواء : نپرداختن و انكار دين است . ألثغ : كسى كه نمىتواند حروف را به خوبى از مخرج آنها تلفظ كند و حروف را عوضى تلفظ مىكند ضاد را به ظا و راء را به غين تبديل مىنمايد . إلزام : واجب‌كردن بر ديگرى . إمارة : رياست عاليه در كشور يا يكى از شهرها . إماميه : منسوب به امام ، به اهل تشيع اطلاق مىشود كه معتقد به نصب امام از سوى خداونداند . يس / 12 ، إسراء / 71 ، أنبياء / 73 أمان : پيمانى است كه با شخص محارب بسته مىشود كه جان و مال و آبرو و دينش از تعدى مصون باشد . دادن تأمين جانى و مالى به دشمن از سوى امام . يوسف / 64 أمانت : آنچه كه با عقد يا غيرعقد حفظ آن واجب است . نساء / 58 ، معارج / 32 إمتناع : سرپيچى از انجام كارى . امتثال : فرمان‌پذيرى از مبانى و اصول شريعت اسلامى . أمرد : پسرى كه هنوز موهاى صورتش نروئيده باشد . إمساك : نگهدارى ، كه داراى انواع و احكامى است ، إمساك روزه‌دار ، زوجه ، حيوان ، كالا ، پول ، براى جرم ، هزينه در هنگام نياز . بقره / 229 و 231 ، ملك / 19